تبلیغات
بام میناب - شورای شهر ، ترمز پیشرفت میناب را کشید .
 
درباره وبلاگ


بـــــــــــــــــــــــــــــــام میناب
ما در حال ورود به عصر جدید دسترسی به اطلاعات و انتشار آن هستیم؛ استفاده از ابزارهایی که امکان نتشار اطلاعات را در اینترنت آسان کرده اند برای میلیون ها نفر حکم دستگاه چاپ را دارند. دستگاه چاپی که روی میز کار آن ها و حتی داخل جیب شان قرار می‌گیرد. تا هنگامی که ما تفاوت بین گزارش نویسی آماتوری و انتشار شخصی اطلاعات را درک نکنیم و وبلاگ را به عنوان قالبی برای این فعالیت ها در نظر نگیریم نقش آن ها را در عرصه های روزنامه نگاری فرهنگ و جامعه به طور کامل درک نخواهیم کرد.(ربکا بلاد)
میناب را از افقی دیگر بنگریم .بــه سوی آینده قدم بگذاریم و از تغییر نترسیم .


مدیر وبلاگ : بام میناب
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ :









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بام میناب
یکم خودت باش
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شورای شهر میناب که شهردار محبوب و خدوم میناب را نردبان خود کرد تا رای مردم را بدست آورد اکنون دست به خود کشی زد و بهترین و محبوب ترین شهردار تاریخ شهر میناب را کنار گذاشت تا بار دیگر میناب در بحران رکود و عقب ماندگی بماند.
 براستی جرم شهردار چه بود؟
اینکه یک سازمان بدهکار را تحویل گرفت و به یکی از پردرآمد ترین شهرداری های استان تبدیل کرد؟
اینکه رتبه شهرداری میناب را از 25 استانی به 3 استانی تبدیل نمود؟
 اینکه ریسک سرمایه گذاری در میناب کاهش داده بود؟
 اینکه بیش از 90درصد مردم میناب از عملکرد وی رضایت داشتند؟
 به نظر شما جرم مهندس حسین پور چه بود؟ 
همه ی مردم میناب شاهد بودند که هر جای این شهر را که نگاه میکردند پروژه های شهرداری در حال اجرا بود و در همه ی پروژه ها و عملیات ها اولین نفر شخص شهردار ایستاده بود.
 شهرداری که بیشترین حضور را در بین مردم داشت.
شهرداری که همپای نیروی خدماتی خود تا نیمه های شب درگیر و پیگیر مشکلات شهر بود.
شهرداری که در مقابل مردم تواضع داشت.
شهرداری که میناب و مینابی را دوست داشت .
شهرداری که بی ادعا بود.
شهرداری که در هر مجلسی پایین ترین جا را انتخاب میکرد برای نشستن.
شهرداری که کم حرف میزد و بسیار کار میکرد. 
چه زیبا گفت شاعر که قدر زر زرگر شناسد...... 
برای اولین بار بود در تاریخ میناب اهالی تمام محلات میناب با نصب پلاکارد از یک شهرداری به پاس زحماتش تقدیر می کردند. 




نوع مطلب : میناب، بی حساب، دست نوشته ، 
برچسب ها : شهرداری، میناب، مهندس حسین پور،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 10:35 ق.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme.

Did you design this website yourself or did you hire someone
to do it for you? Plz respond as I'm looking to create my own blog and would like to know where
u got this from. many thanks
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:35 ق.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme.

Did you design this website yourself or did you hire someone
to do it for you? Plz respond as I'm looking to create my own blog and would like to know where
u got this from. many thanks
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:46 ق.ظ
What i do not realize is if truth be told how you are
no longer actually much more neatly-favored than you might
be now. You're very intelligent. You realize thus considerably in terms of this matter, produced me personally imagine it from numerous numerous
angles. Its like men and women don't seem to be involved except it's something to accomplish with Lady gaga!
Your own stuffs outstanding. At all times deal with it up!
شنبه 14 مرداد 1396 10:53 ق.ظ
I have been surfing online more than 3 hours today, yet
I never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.

In my opinion, if all web owners and bloggers made good content as you did, the internet will be much more useful than ever before.
جمعه 13 مرداد 1396 10:53 ق.ظ
If you are going for most excellent contents like I do, only go to see this website all the
time since it gives feature contents, thanks
جمعه 6 مرداد 1396 07:12 ب.ظ
I every time emailed this web site post page to all my
contacts, since if like to read it afterward my links will too.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر