تبلیغات
بام میناب - مطالب مهر 1391
 
درباره وبلاگ


بـــــــــــــــــــــــــــــــام میناب
ما در حال ورود به عصر جدید دسترسی به اطلاعات و انتشار آن هستیم؛ استفاده از ابزارهایی که امکان نتشار اطلاعات را در اینترنت آسان کرده اند برای میلیون ها نفر حکم دستگاه چاپ را دارند. دستگاه چاپی که روی میز کار آن ها و حتی داخل جیب شان قرار می‌گیرد. تا هنگامی که ما تفاوت بین گزارش نویسی آماتوری و انتشار شخصی اطلاعات را درک نکنیم و وبلاگ را به عنوان قالبی برای این فعالیت ها در نظر نگیریم نقش آن ها را در عرصه های روزنامه نگاری فرهنگ و جامعه به طور کامل درک نخواهیم کرد.(ربکا بلاد)
میناب را از افقی دیگر بنگریم .بــه سوی آینده قدم بگذاریم و از تغییر نترسیم .


مدیر وبلاگ : بام میناب
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ :









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بام میناب
یکم خودت باش
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 29 مهر 1391 :: نویسنده : بام میناب

همه مرا می شناسند اما هیچ کس تا به حال در باره من چیزی ننوشته است . شاعران و نویسندگان معمولا درباره ی گل ها و درختان یا جویباران و چشمه ساران شعر می گویند  ولی اگر کمی دقت کنند ، می توانند مرا هم در میان سبزه زاران ، در زیر درختان و در کنار جویباران ببینند . من رفتگرم . رفتگر یعنی کسی که آلودگی ها را می روبد و پاک می کند . پس همه ی مردم رفتگرند ؛ چون بالاخره هر کسی از فقیر گرفته تا ثروتمند در زندگی چیزی را تمیز می کند.

مثلا همه ی مردم هر روز دست و صورت و بدنشان را تمیز می کنند . ظرف ها ، سفره ها ، لباس ها و خانه هایشان را تمیز می کنند . پزشکی که غده ی آلوده ای را از بدن بیمار بیرون می آورد ، دندان پزشکی که دندان آلوده و کرم خورده را از دهان مردم بیرون می کشد و آموزگاری که آلودگی جهل را از ذهن بچه ها می روبد . پس چه فرق می کند ؟

همه ی ما آلودگی ها را پاک می کنیم . تازه مردم تنها خود و خانه ی خود را تمیز می کنند اما من علاوه بر آن ، کوچه و محله ی دیگران را هم تمیز می کنم . آیا کسی که فقط کار خودش را انجام می دهد ، بهتر است یا آن که کار دیگران را هم راه می اندازد ؟

اگر دیگران چند روز نباشند ، زباله ی کمتری تولید می شود اما اگر من چند روز نباشم ، زندگی مردم زیر زباله ها دفن خواهد شد . من نمی دانم کار چه کسی مفید تر است ؟ یا کسی که همه جا را از آلودگی پاک می کند ؟

من پاییز را جارو می کنم ، زمستان را پارو می کنم و تابستان را می شویم تا همیشه بهار باشد . من رفتگرم . آفتاب و آب و باد همکاران من هستند اما من هر روز صبح ، زودتر از خورشید از خواب بر می خیزم و به سر کار می روم . خورشید هم رفتگر است . او هم هر روز صبح بر می خیزد و زباله های تیره شب را از کوچه های شهر جارو می کند . آب هم همه چیز را می شوید و پاک می کند . باد هم آسمان را از ابر های تیره جارو می کند و آنها را به باران تبدیل می کند .

همه ی ما رفتگریم اما نمی دانم چرا بعضی ها خودشان را بالاتر و برتر از من می دانند ؟ من رفتگرم ؛ اگر در نیمه های شب که هوا تاریک است یا در گرگ و میش صبح ، یک علامت راهنمایی دیدید که حرکت می کند و در تاریکی می درخشد ، آن منم که با لباس مخصوص ، مشغول کارم . من هر شب به در خانه ها می روم و زباله ها را جمع می کنم اما کاش می توانستم دل های بعضی از آدم ها را هم آب و جارو کنم تا خودشان را برتر از دیگران ندانند .

این جور آدم ها در یک چشم به هم زدن می توانند باغ سبز ، آب پاک ، گل زیبا ، میوه ی رسیده و نان گرم و تازه را به زباله تبدیل کنند . می ترسم روزی برسد که کره ی زمین به یک کیسه زباله بزرگ تبدیل شود . آن وقت دیگر کاری از من ساخته نیست . اگر آن روز برسد ، باید یک رفتگر مریخی بیایید ، کره ی زمین را بردارد و در سفینه حمل زباله بیندازد و آن را ببرد تا در کوره خورشید بریزد .       قیصر امین پور





نوع مطلب : دست نوشته ، باداباد، 
برچسب ها : قیصر امین پور، رفتگر، دل های پاک،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 مهر 1391 :: نویسنده : بام میناب

بهانه هایی نظیر اینکه وقتشو ندارم  ، یا اینکه به خانه بر می گردی و لیست خریدی که به دستت داده شده است را جامه عمل نپوشاندی و در مقابل می گویی : وااااای فراموش کردم . در صحبت های روزانه مردم فراوان شده در صورتی که با پیشرفته شدن تکنولوژی عملا این حرف قابل قبول نیست ، اما این حرف از کجا سرچشمه می گیرد :

روزانه مردم ما نه تنها به فعالیت و کار می پردازند ، همزمان مشغله ذهنی نیز بر آنها فشار آورده و آنها را از پا در می آورد به صورتی که اگر از آنها چیزی بخواهی ، یا اینکه در خواستی داشته باشی به سرعت با این جمله پاسخ می دهند :  وقتشو ندارم

 راه کار این معذل برنامه ریزی و استفاده از لیست کار ها و مشغله های ذهنی است . با برنامه ریزی های دراز مدت می توانید بر این عادت یا اشتباهات روز مره غلبه کنید .





نوع مطلب : دست نوشته ، بی حساب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : بام میناب
بام میناب به روز شد . سلام دوستان عزیز سلامی به بلندای بــــــــــــــــــــام  مــــــــــــــــنـــــــــــــابــــــــــــــــــ
مدتی به علت مشغله کاری فرصت و سعادت بودن در کنار شما را نداشتم . دلم پر است ولی مجال صحبت نیست .
امیدوارم خلاصه ی صحبت هایم به دل شما بنشیند . 



استاد معین در یکی از جدید ترین آهنگ های خود این چنین می خواند : 

شمالم تا جنوبم عشق   چه خاک و گندمی دارم   صدام یاری کنه باید بگم چه مردمی دارم 

بگم این حق هیچ کس نیست    که با ثروت فقیر باشه   
کسی که فرش می بافه  نباید رو حصیر باشه  

 اگر چه سختی از انسان  یه کوه درد می سازه  ولی از مردم ما درد داره یک مرد می سازه


 نگاه کن بچه های کار چه جور تو آب و آتیشن  تو این روز های سخت کمک خرج پدر میشن 
 
من و تو مردمی هستیم که گنج از رنج می سازیم    
به این تاریخ خورشیدی به این فرهنگ می نازیم 

 
من و تو مردمی هستیم که آینده تو مشت ماست     که از هفتاد نسل قبل هزار اسطوره پشت ماست  

 
شمالم تا جنوبم عشق ....

در روزهای اخیر میناب شاهد فعالیت ماموران شهر داری در قسمت  باغبانی و ترمیم بلوار ها هستند . اما چرا این کارها در دوره های قبل و شهرداران قبل انجام نمی شده است جای بسی سوال دارد ؟ 
تابستان تمام شد ، مهر آغاز شد ، جا دارد به همه ی معلمان و دانش آموزان عزیز آغاز سال تحصیلی جدید را تبریک بگویم . اما ، انگار گرما قصد رفتن از میناب را ندارد و همچنان هوای میناب گرم است . در اولین روزهای فصل پاییز ، باد معروف ناشی شروع به وزیدن کرده است همراه با گرد و خاک فراوان .
در پایان چند تصویر زیبا از شهر زیبای میناب











نوع مطلب : میناب، دست نوشته ، باداباد، 
برچسب ها : میناب، بام میناب، استاد معین،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : بام میناب
روزی نیست که خبر درگذشت تعدادی از جوانان میناب ، نشنویم . دیروز دوباره تصادف یک دستگاه وانت حامل قاچاق سوخت با یک دستگاه پژو و تصادف زنجیره ای 6 ماشین با همدیگر را شاهد بودیم که گواه بر این حرف است . در این تصادف چهار تن از جوانان ما ، جان خود را از دست دادند. 
در هفته گذشته شاهد حضور نیروهای دریابانی استان همراه با بالگرد در سواحل بندر های تیاب و کلاهی بودیم که اقدام به منهدم کردن قایق های حامل سوخت گازوئیل بودند . این کار نه تنها وحشت را در جان برادران قاچاقچیان نیانداخت بلکه شیوه کار آنها را نیز عوض کرد به طوری که شبانه  راهی جاده می شدند. 
تعداد زیادی از روستا های میناب راه جولان این اسب های آبی است . دهیاران این روستا ها در اقدامی خود جوش ، سرعت گیر هایی را سد راه آنها ساختن ولی ... (کجا دانند حال ما       مدیران کلان شهر ها )




نوع مطلب : هرمزگان، میناب، دست نوشته ، بی حساب، 
برچسب ها : میناب، قاچاق سوخت،
لینک های مرتبط :